
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
|
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
<-PollItems->
|
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
|
![]() |
|
||
![]() |
![]() |
![]() |
نام شما : |
ایمیل شما : |
نام دوست شما: |
ایمیل دوست شما: |
تبادل لینک هوشمند .
barobaxe90.orq.ir
وبلاگ ما رو لینک کنید.در صورت وجود لینک ما در وب شما ، شما نیز اتوماتیک در این وب لینک میشوید..
بانک عکس و گرافیک
غلط نامه طنز ترکیب جدیدی است که در آن معادل کلمات شبیه سازی میشوند. کمی به هر تصویر دقت کنید تا معادل ترکیب انگلیسی یا فارسی هر کلمه را ببینید !
برید به ادامه مطلب...
بی تو online شبی باز از آن room گذشتم.
همه تن چشم شدم دنبال ID تو گشتم.
شوق دیدار تو لبریز شد از case وجودم.
شدم آن user دیوانه که بودم.
وسط صفحه دسکتاپ room یادتو درخشید.
ding صد پنجره پیچید.
شکلکی زرد بخندید.
برید به ادامه مطلب......
سلام دوستان...خوب 2تا عکس بالا رو با هم مقایسه کنید....
من که نفهمیدم آخر 4 شنبه کلاس هست یا نه؟ استاد حیدری هست یا نه؟4 شنبه برگزار نمیشه ولی سشاعت 6 تا 8 واسه ما میان؟خلاصه فکر کنم یادشون رفته که اصلا علوم آزمایشگاهی داریم...
ما که نفهمیدیم چی به چی شد؟؟؟؟
بد رسمی است. رسم زمانه ای که کسی سکوت سرشاراز فریادت را نمی شکند. دستی به اسم دوستی دستانت را نمی فشارد. در مرداب دست و پا می زنی وکسی دست نجات سویت دراز نمی کند. باید پناه برد به کنج تنهایی ها تنــهایی را دوست دارم |
وقتی دلگیری و تنها
آهنگ اشتیاق دلی درد مند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده ی سر در کمند را
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست
دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت
شاید که جاودانه بمانی کنار من
ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت
تو آسمان آبی آرامو روشنی
من چون کبوتری که پرم در هوای تو
یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب
بیمار خنده های توام ، بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی ، گرم تر بتاب
یه جایی که تا برسی ، میگن که دیره و برو
میگن اگه صداش کنی ، به قلب تو سر میزنه
چقدر صدات کنم خدا... بیا که پایان منه
تو گریه ی ستاره ها سر رو جاده ها می ذارم
نمیاد صدای پات رو به آسمون می بارم
من نشستم بعد پایان ، تو بیا منو شروع کن
شمعی تنها رو به بادم تو غروب من طلوع کن
پنجره ی امیدم رو ، روبه خدا باز می کنم
اونم منو نمیبینه ، گریه رو آغاز میکنم
تو التهاب گم شدن کسی به یاد من نبود
دنبال رد پای تو منو به انتها رسوند
افتادم از چشم خدا ، شکسته بال لحظه هام
تکیه کرده غم دنیا ، رو دل خسته ی تنهام
منم اون که مونده پاییز ، زیر بارون جدایی
تو منو ببخش ندارم جز تو هیچ کسی تو خدایی..................
انسان های متوسط درباره وقایع سخن میگویند.
انسان های کوچک پشت سر دیگران سخن میگویند
******
انسان های بزرگ درد دیگران را دارند.
انسان های متوسط درد خودشان را دارند.
انسان های کوچک بی دردند.
******
انسان های بزرگ عظمت دیگران را میبینند.
انسان های متوسط به دنبال عظمت خود هستند.
انسان های کوچک عظمت خود رادرتحقیردیگران می بینند.
******
انسان های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند.
انسان های متوسط به دنبال دانش هستند.
انسان های کوچک به دنبال پول هستند.
******
انسان های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند.
انسان های متوسط پرسش هایی میپرسند که پاسخ دارد.
انسان های کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند.
******
1- آدمهای ثروتمند معتقدند: من زندگی خویش را می سازم آدمهای فقیر معتقدند: زندگی من تصادفی پیش می رود.
2- آدمهای ثروتمند بر روی فرصتها تمرکز می کنند. آدمهای فقیر بر روی موانع تمرکز می کنند.
3- آدمهای ثروتمند، افراد موفق و ثروتمند را ستایش می کنند. آدمهای فقیر از آدمهای ثروتمند بیزار و متنفرند.
4- آدمهای ثروتمند با آدمهای مثبت و موفق معاشرت می کنند. آدمهای فقیر با آدمهای منفی و شکست خورده معاشرت می کنند.
5- آدمهای ثروتمند ترجیح می دهند تا بر اساس دستاوردها به آنها پول پرداخت شود. آدمهای فقیر ترجیح می دهند تا بر اساس زمان به آنها پول پرداخت شود.
6- ثروتمندان پول و سلامتی را با هم می خواهند. فقیران می پرسند که پول یا سلامتی را بخواهند.
7- آدمهای ثروتمند برخلاف ترسی که دارند دست به عمل می زنند. آدمهای فقیر به ترس اجازه می دهند که متوقفشان کند.
8- آدمهای ثروتمند همیشه در حال رشد کردن و یاد گرفتن هستند. آدمهای فقیر فکر می کنند که همه موارد را می دانند.
به رهایی سوگند ! واژه ایی در قفس است ...
به رهایی سوگند !
قلب من در دستت ، یاد تو در قلبم ...
اوج پرواز رهایی است ولی
باورش در من نیست که در این فاصله ها
یاد مهتاب به اندازه ی شبها غم به اندازه ی شادی باشد ،
به رهایی سوگند !
من کلامم پی تو می گردم پی جا پای تو
در کلبه ی تاریک دلم
من به آغاز زمین نزدیکم
و به پایانی دور
تشنه ی زمزمه ام …
لحظه ها می گذرد ، آنچه بگذشت نمی آید باز !
به رهایی سوگند ! که اگر می خندم خنده ام بی ثمر است و اگر می گریم گریه ام !
::Theme By Pichack.Net::