
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
|
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
<-PollItems->
|
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
|
![]() |
|
||
![]() |
![]() |
![]() |
نام شما : |
ایمیل شما : |
نام دوست شما: |
ایمیل دوست شما: |
تبادل لینک هوشمند .
barobaxe90.orq.ir
وبلاگ ما رو لینک کنید.در صورت وجود لینک ما در وب شما ، شما نیز اتوماتیک در این وب لینک میشوید..
بانک عکس و گرافیکروزی شیوانا پیر معرفت یکی از شاگردانش را دید که زانوی غم بغل گرفته و گوشه ای غمگین نشسته است. شیوانا نزداو رفت و جویای حالش شد. شاگرد لب به سخن گشود و از بی وفایی یار صحبت کرد و اینکه دختر مورد علاقه اش به او جواب منفی داده و پیشنهاد ازدواج دیگری را پذیرفته است.
برای دانلود آهنگ های آلبوم با ادامه مطلب بروید...
ایا از تنها ماندن در مزرعه بیزاری؟
پاسخم داد:ترساندن دیگران برای من لذتی به یاد ماندنی است پس من از کارخود راضی هستم و هرگز
از ان بیزار نمیشم.
اندکی اندیبشیدم و سپس گفتم:
...
گفت :تو اشتباه می کنی.
زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببردمگر درونش مانند من با کاه پر شده باشد.
رقاص که باشــی ... !!
دیگـــر آهنگ خاص مَــعنی نــدارد ... !!
...
بـا هــــــر آهنگــــی بـاید بــــِرقـصـــــی ... !!
و این روزهـا ... !!
... چه بـَد آهنگــهایی روزگــــار میــــــــزَنـَد ... !!
و من هـــر روز برایش ... !!
میرَقــصَم ... !!
متن آهنگ اگه بدونی :
اگه بدونی من دلم چقدر تنگ شده
همه ی دلخوشیم همین یه آهنگ شده
در نمیاری اشک منه احساسی رو
بغل نمی کنی اون که نمیشناسی رو
...
آنها وقت ندارند دنبال زنان دیگه بگردند،
چون مشغول پیدا کردن راه های جدیدی
...
در دعا کردن از خداوند باید مانند مثل کودکی باشی که شب را به راحتی می خوابد ، چون اطمینان دارد که صبح ، چیزی را که از پدرش خواسته آماده است .
درست است که نمی روی ، اما از آمدنت هم خبری نیست . . .
یارو زده روح الله داداشی رو کشته، حالا گرفتنش میگه حالا چی میشه اعدامم میکنن؟؟
میگن پ نه پ میری مرحله بعد باید محراب فاطمی روهم بکشی
ماشينه تا شيشه جمع شده ... يه نفر اون بغل افتاده پارچه سفيد روش كشيدن ...
یارو داره رد میشه ... ميگه مرده؟
پَ نه پَ تصادف خستش كرده خوابيده
هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم ...
آمپولارو دادم به پرستاره ...میگه آمپول بزنم؟
پَ نه پَ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!
عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچههاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه
بچهها را تشويق ميکرد که دور هم جمع شوند.
معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سالها بعد وقتى همهتون بزرگ شديد به
اين عکس نگاه کنيد و بگوئيد : اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده،
الان وکيله.
يکى از بچهها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده.
--------------------------------------------------------------------
بچهها در ناهارخورى مدرسه به صف ايستاده بودند. سر ميز يک سبد سيب بود
که روى آن نوشته
بود: فقط يکى برداريد. خدا ناظر شماست.
در انتهاى ميز يک سبد شيرينى و شکلات بود. يکى از بچهها رويش نوشت: هر
چند تا مىخواهيد
برداريد! خدا مواظب سيبهاست
::Theme By Pichack.Net::